رسالت نوکری - جلسه سوم

هرگونه خدمت گزاری مانند بر پایی مجالس سخنرانی مستمع بودن سینه زن بودن و از مصادیق عام نوکری اهل بیت می باشد لکن اینجا معنای خاص آن مورد نظر است : به زبان ساده این که مداحی ابتدا شکراست و بعد جاری کردن این شکر به زبان و سپس بیان مصادیق شکرگزاری به زبان مدح برای عموم به شرط آنکه این مدح دال بر وجود آن ویژگیها در وجود ممدوح باشد.

استاد : حاج منصور ارضی

تعریف نوکری اهل بیت (ع)

هرگونه خدمت گزاری مانند بر پایی مجالس سخنرانی مستمع بودن سینه زن بودن و از مصادیق عام نوکری اهل بیت می باشد لکن اینجا معنای خاص آن مورد نظر است :

به زبان ساده این که مداحی ابتدا شکراست و بعد جاری کردن این شکر به زبان و سپس بیان مصادیق شکرگزاری به زبان مدح برای عموم به شرط آنکه این مدح دال بر وجود آن ویژگیها در وجود ممدوح باشد.

شرح تعریف نوکری:

دردعای کمیل آمده است و بشکرک مادحه، یعنی هر بنده ای به زبان امیرالمومنین (ع)باید شکر گزار و شاکر خدا باشد،یا شکر مدح کند با به دروازه شکرنتیجه مداحی اش معلوم شود لذا خیلی از علمای بزرگ ما ای نتیحه را گرفته اند که مقام شاکرین آخرین مقام است حتی آخرین حرکت بندگی شاکربودن است حتی در زیارت عاشورا و سجده آخر زیارت که بحث خیلی عظیمی دارد،موضوع شاکرین مشخص می شود. در جملات ابتدایی دعای کمیل و قبل از جمله و بشکرک مادحه آمده است : واسئلک به جودک … وان توزعنی شکرک .

یعنی خدایا از درگاه جود و کرمت مسئلت می کنم که شکر و سپاست را به من بیاموزی که اگر در مرحله اول این دعای ما قبول شود به مرحله دوم که همان مدح شکر است می رسیم. منظور از ان توزعنی این است که خدایا باید خودت بیاموزی و بدهی . حال به صورت اکتسابی باشد یا احسانی . پس معلوم می شود این شکر ، خود یک حالت ، پدیده ، اخلاق و فضیلت الهی است که اول خدا باید لیاقت کسبش را بدهد ، لذا کسی که شاکر نباشد ارزشی ندارد .

حتی می گویند کسی که می خواهد به راه شکر برسدباید اول از مردم شروع کند،در آن روایت مشهور و عظیم هم که همیشه در اذهان مردم نیز بوده آمده است:من لم یشکرالمخلوق لم یشکر خالق،پس موضوع شکر بیان شد.

انسان در شکر فقر خودش را می بیند و هیچ وقت به همراه شکر عجب نخواهد آمد.شکر باعث رد رزائل و کسب فضائل می شود.شکر باعث ازدیاد و اکمال نعمتمی شود که ازآیات و روایات این نکته مشخص می گردد.

حال داریم((وبشکرک مادحه))،((به شکرت مداح شدم و یا مدح شکرت را گفتم))نشان دهنده معنای کلی این جمله نیست و با این قالب جور در نمی آید. کسانی که شاکرند وشکرشان را به زبان می آورند قلیلند که این همان آیه قرآن است که می فرماید:((و قلیل من عبادی الشکور.))خداوند در جای دیگر در باره خود می فرماید:))فان الله شاکر علیم))این آیات تفسیر دارد و نیاز به مقسر است و ما هم قصد تفسیر نداریم ولی به زبان خودمان می خواهیم ظاهر موضوع را بیان کنیم.

این آیه نشان دهنده این است شاکر کسی است که زبانش گویاست و نعمتهای خدا را بیان می کند.گروهی در حین بیان کردن نعمتهای خداوند مردم را نیز به سوی خدا دعوت می کنند.

ما در مقام شکرگزاری دو حالت داریم:حالت تول این که باید شاکر باشیم و شکر گزار نعمت های خداوند ،مخصوصا آن نعمت عظیم که ولایت کلیه علویه اهل بیت(ع)است که در آن ولایت خداهم موجود است.وحالت دوم این که شاکرانی هستند که علاوه بر شاکر بودن باید این شکر گزاری را نشر هم بدهند که به این گروه می گویند ((مداح شکر))چون مداح یا نوکر خدا واهل بیت(ع)کسی نیست که برای روزمره دنیا کاری را انجام بدهد بلکه ما برای او یک نوع رسالت قائلیم.

#
#