رسالت نوکری - جلسه دوم

از بزرگانی که می توان به عنوان بزرگ این راه به وی اشاره کرد، حاج حسن ارضی است.اوصاحب نفسی است که شاگردی مرحوم شیخ محمود نجفی را برای خود فضل می داند و به آن افتخار می کندوبهره مندی خود را از آستان ارباب مدیون حاج اکبر ناظم رحمة الله علیه می داند. نوای حاج حسن ارضی سال های مدیدی در صحن و سرای سیدالکریم عبدالعظیم حسنی علیه السلام پیچیده است.

استاد : حاج منصور ارضی

از دیگر بزرگانی که می توان به عنوان بزرگ این راه به وی اشاره کرد، حاج حسن ارضی است.

اوصاحب نفسی است که شاگردی مرحوم شیخ محمود نجفی را برای خود فضل می داند و به آن افتخار می کندوبهره مندی خود را از آستان ارباب مدیون حاج اکبر ناظم رحمة الله علیه می داند. نوای حاج حسن ارضی سال های مدیدی در صحن و سرای سیدالکریم عبدالعظیم حسنی علیه السلام پیچیده است. مرد مناجاتی که چهل سال مداوم کمیل امیر المومنین علیه السلام را برای مردم مشتاق به درگاه الهی خوانده است. ایشان اولین استاد خود را حاج آقا شمس فخر می داند. حاج حسن ارضی مداحی را هنر می داند و حرفه معرفی نمی کند. حاج آقا آرام ایشان را “مجسمه اشک” می دانست و می فرمود:” از آن لحظه ای که حاج حسن به زیارت حضرت عبدالعظیم حسنی می آمدگریه می کرد و تا آخر دعای کمیل اشک می ریخت. آن قدر بزرگانه با خواننده های دیگر برخورد می کرد تا راه پیدا کنند و پیشرفت نمایند و با مبتدی ترین خواننده گریه می کرد و مجلس او را گرم می کرد.بالاترین حاجات مردم در دعای کمیل سحر شب جمعه سید الکریم که با نفس حاج حسن ارضی عطر آگین بود برآورده می شد. یادم نمی رود یکی از رفقا که بعد از مدتی از خویشان حاج حسن آقا شد، بیماری سختی داشت که وقتی در فاطمیه در منزل حاج حسن آقا خدمت ایشان رسیدیم فرمودند: این درد در سحر شب جمعه درمان می شود و همان هم شد.”

از حاج حسن آقا ارضی می توان به عنوان اولین استاد حاج منصور یاد کرد که در زمینه های مختلف مداحی برای او استادی کرده است.

در اینجا جا دارد ذکر خیری از مرحوم محبوبی داشته باشیم. مرحوم حاج آقا محبوبی، فردی بود کاسب که شغلش خرید و فروش در و پنجره های قدیمی بود. حاج آقا منصور با خیر از او یاد می کند.مردی که اهل مزاح بود ولی شوخی بیهوده از او نمی دیدند.راه گریه کردن را به قول خود حاج آقا، آقای محبوبی به ایشان یاد داد.

حاج آقا منصور ارضی می فرماید:

((سال ۴۱ و ۴۲ که از میدان اعدام به نازی آباد می رفتیم، در هیئتی به نام هیئت صبح های جمعه با ایشان آشنا شدم. او در اولیای خدا بارز بود.تقوی و عزاداری را با هم داشت. می فرمود تا کامل اشک نریختی، ناله نزن . ایشان مورد نظر شیخ رضا سراج بود .

حالات گریه را که در روایات آمده را کاملا رعایت می کرد .

گریبان را باز می کرد و آستین را بالا می زد . ایشان برای امام مجتبی (ع) گریه عجیبی داشت .

او یک فرد عادی بود اما وقتی وارد جایی می شد غوغا می کرد .

او در مسجد خدا از دنیا رفت . انسان از دیدار او هیچگاه سیر نمی شد . در گریه توجهی به تماشای مردم نداشت . روز عاشورا که بیرون می آمد روی زمین داغ می نشست و زبان می گرفت و جملاتی از مقتل می خواند و گریه می کرد کانه فرزند خودش از دنیا رفته . یا پدر خودش را کشته اند . او راه گریه کردن را به من یاد داد . براستی آن روایتی که فرموده اند : ((مردها در عزای ما مثل زن بچه مرده گریه خواهند کرد )) مصداقش حاج آقا محبوبی بود .

از دیگر اساتید ایشان می توان به حاج احمد آرونی متخلص به آرام دل ، شاعر اهل بیت (ع) اشاره کرد . سوادش مکتبی بود ولی حکمت داشت .ارادت وی به امام زمان (عج) زبانزد است . این نکته را غالبا در آخر شعرهایش می توان یافت .

آرام در ردیف صاحب نفسانی بود که بعضا شعرشان مستقیم از دهان ذوات مقدسه به آن ها تفویض شده است .

خود آرام می فرمود شبی فی البداهه در روضه حضرت زهرا (س) از زبان علی (ع) گفتم : ((به پیش مصطفی شرمنده باشم )) بعد که به خانه رفتم بعد از گریه طولانی خوابم برد ، در خواب جمال دل آرای رسول اکرم (ص) و امیر المومنین (ع) را زیارت کردم و علی با گریه عجیبی برخاستند و به من فرمودند می دانی بقیه اش چیست ؟ و بعد فرمدو : (( که زهرا کشته و من زنده باشم )) .

آرام را در شعرهایش می توان شناخت . پیرمرد خانه نشینی که حماسه آفرین بود . نقش آرام دل را در شلمچه باید از نوارهایی پرسید که صدلی سینه زدن شهدا هنوز در آن محفوظ است . اگر غوغای کنار علقمه در مسجد جامع تهران به تصویر درآمد و خیلی ها با همان شور و حال رفتند و شهید شدند ، اثر شعر آرام و سبک آرام بود . او با تمام آرامش خود شور و ولوله بپا می کرد :

کنار علقمه شد غوغا

حرم دیگر ندارد سقا

واویلا واویلا واویلا

یادگار مرحوم حاج احمد آرونی (آرام دل) :

کنار علقمه شد غوغا

حرم دیگر ندارد سقا

واویلا واویلا واویلا

#
#